زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
 

قدرشناسی خویش





در پاسداشت و دانستن قدر و اندازه و این‌که انسان چه‌گونه باید قدر خویش را بداند، باید گفت لازم است انسان شخصیت خود را پاس داشته و اقدام به کاری پایین‌تر و بالاتر از شئونات خود نکند؛ بلکه واقع‌نگری را در نظر داشته باشد.
با توجه به آن‌چه که در پرسش مطرح شده، پاسخ را در دو بخش (معنای قدر و شرح آن) ارائه می‌کنیم.


۱ - معنای قدر



با تحقیقی که پیرامون واژه «قدر» صورت گرفت، می‌توانیم با دلایل و شواهد ذیل، معناهایی چون «حد»، «اندازه» و «جاه» را مترادف آن بدانیم:

۱.۱ - دیدگاه فراهیدی


فراهیدی در معنای قدر می‌گوید: «القدر، مبلغ الشی‌ء»؛ «قدر به معنای منزلگاه نهایی هر چیزی است».

۱.۲ - دیدگاه شارحان نهج‌البلاغه


شارحان نهج البلاغه در شرح سخن امام علی (علیه‌السلام) گفتند:

«قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَصِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ، وَشَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنْفَتِهِ، وَعِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِهِ» می‌گویند: منظور از قدر، آن اعتبار و ارزشی است که شخص پیش خدا یا مردم و یا پیش هر دو پیدا می‌کند.
(قدر هر مردی به اندازه همت اوست، راستی و درستیش به اندازه مردانگی اوست، و دلیری هر کس برابر عزت‌منشی، و پارسایی‌اش به اندازه غیرتمندی است).
[۳] هاشمی خویی، میرزا حبیب‌الله، حسن‌زاده آملی، حسن، کمره‌ای، محمد‌باقر، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، ج۲۱، ص۸۶ و ۸۷، محقق، مصحح، میانجی، ابراهیم، تهران، مکتبة الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۰ق.


۱.۳ - دیدگاه شارح اصول کافی


شارح اصول کافی در تعریف کبر می‌گویند: «فالکبر رفع الانسان نفسه فوق قدره بالاستطالة و التفوق علی الاقران»؛ « کبر عبارت است از این‌که انسان خودش را با خودبزرگ‌بینی و برتری‌طلبی نسبت به هم‌ردیفانش، بالاتر از حد و اندازه‌اش قرار دهد».
[۴] صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، شرح اصول الکافی، ج۱، ص۴۵۹، محقق، مصحح، خواجوی، محمد، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.

که در این‌جا منظور از قدر، حد و اندازه می‌باشد.

۲ - چگونگی پاسداشت قدر خویش



در پاسداشت و دانستن قدر و اندازه و این‌که انسان چه‌گونه باید قدر خویش را بداند، باید گفت لازم است انسان شخصیت خود را پاس داشته و اقدام به کاری پایین‌تر و بالاتر از شئونات خود نکند؛ بلکه واقع‌نگری را در نظر داشته باشد.

۲.۱ - بیان روایات


در روایات آمده است:

۲.۱.۱ - روایت اول


«مَنْ وَقَفَ عِنْدَ قَدْرِهِ أَکْرَمَهُ النَّاس»؛ «فردی که پا را از گلیم خود فراتر نگذاشته و به حد خود قانع باشد، مورد احترام دیگران قرار خواهد گرفت».

۲.۱.۲ - روایت دوم


«مَنْ أَظْهَرَ فَقْرَهُ أَذَلَّ قَدْرَه‌»؛ «هر کسی که فقر خود را اظهار کند، قدر (کرامت) خویش را ذلیل کرده است».

۲.۱.۳ - روایت سوم


«مَنْ جَهِلَ قَدْرَهُ جَهِلَ کُلَّ قَدْر»؛ «هر کس نسبت به شخصیت خود بی‌تفاوت باشد، شخصیت دیگران را نیز پاس نخواهد داشت».

۲.۱.۴ - روایت چهارم


امام صادق (علیه‌السلام) به مفضل فرمود: «وَ قَدِ ادَّعَتْ طَائِفَةٌ مِنَ النَّاسِ هَذِهِ الْأُمُورَ فَأَبْطَلَ دَعْوَاهُمْ مَا یَبِینُ مِنْ خَطَئِهِمْ فِیمَا یَقْضُونَ عَلَیْهِ وَ یَحْکُمُونَ بِهِ فِیمَا ادَّعَوْا عَلَیْهِ [عِلْمَهُ) فَانْظُرْ کَیْفَ أُعْطِیَ الْإِنْسَانُ عِلْمَ جَمِیعِ مَا یَحْتَاجُ إِلَیْهِ لِدِینِهِ وَ دُنْیَاهُ وَ حُجِبَ عَنْهُ مَا سِوَى ذَلِکَ لِیَعْرِفَ قَدْرَهُ وَ نَقْصَهُ»؛
[۸] مفضل بن عمر، توحید المفضل، محقق، مصحح، مظفر، کاظم، ص۸۲، قم، داوری، چاپ سوم، بی‌تا.
«نیک بنگر که چه‌گونه تمام دانش‌هایی که به سود دین و دنیای او (انسان) است، به وی داده شده است و از دیگر شناخت‌ها محروم گشته تا نقص و کمال خود را دریابد؛ زیرا این دو امر هر دو به سود اوست».

۳ - جایگاه واقعی انسان در نظام هستی



روشن است که منظور از شناخت حد و اندازه، دانستن جایگاه واقعی انسان در نظام هستی است که باید آن را دریابد و مورد نظرش داشته باشد.

۳.۱ - روایتی از امام باقر


امام علی (علیه‌السلام) در این باره فرمود: وَ قَالَ (علیه‌السلام): «أَلَا حُرٌّ یَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا إِنَّهُ لَیْسَ لِأَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا»؛
[۹] شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، مصحح، الصبحی صالح، ص۵۵۶، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
«برای وجود شما قیمتی جز بهشت نیست، آن را جز به بهشت نفروشید».

۴ - پانویس


 
۱. ↑ فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۵، ص۱۱۳، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.    
۲. ↑ امام علی (علیه‌السلام)، نهج‌البلاغه، ص۳۲۵، حکمت ۴۷، ترجمه محمد دشتی.    
۳. ↑ هاشمی خویی، میرزا حبیب‌الله، حسن‌زاده آملی، حسن، کمره‌ای، محمد‌باقر، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، ج۲۱، ص۸۶ و ۸۷، محقق، مصحح، میانجی، ابراهیم، تهران، مکتبة الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۰ق.
۴. ↑ صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، شرح اصول الکافی، ج۱، ص۴۵۹، محقق، مصحح، خواجوی، محمد، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
۵. ↑ تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۶۲۶، محقق، مصحح، درایتی، مصطفی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.    
۶. ↑ تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۶۲۳، محقق، مصحح، درایتی، مصطفی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.    
۷. ↑ تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۶۴۴، محقق، مصحح، درایتی، مصطفی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.    
۸. ↑ مفضل بن عمر، توحید المفضل، محقق، مصحح، مظفر، کاظم، ص۸۲، قم، داوری، چاپ سوم، بی‌تا.
۹. ↑ شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، مصحح، الصبحی صالح، ص۵۵۶، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
۱۰. ↑ امام علی (علیه‌السلام)، نهج‌البلاغه، ص۳۸۴، حکمت ۴۵۶، ترجمه محمد دشتی.    


۵ - منبع


پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «قدرشناسی خویش»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۳/۱۹.    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.